تبلیغات
یزد - معرفی شهرستان یزد
پنجشنبه 19 اسفند 1389

معرفی شهرستان یزد

   نوشته شده توسط: سعید    نوع مطلب :جغرافیا و تاریخ مرکز شهرستان ،

یَزد مرکز استان یزد و مرکز منطقه وسیع و باستانی و کویری ای با همین نام در کشور ایران است و در فاصله ۶۷۷ کیلومتری جنوب شرق تهران قرار دارد. جمعیت...

 

 

                                            نقشه شهر یزد

 

یزد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد


یَزد مرکز استان یزد و مرکز منطقه وسیع و باستانی و کویری ای با همین نام در کشور ایران است و در فاصله ۶۷۷ کیلومتری جنوب شرق تهران قرار دارد. جمعیت این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران برابر با ۴۲۳٬۰۰۶ نفر بوده‌است.

یزد به شهر بادگیرها معروف است. به «دارالعباده»، «شهر دوچرخه‌ها»، «شهر شیرینی»، «شهر قنات و قنوت و قناعت» و «شهر آتش و آفتاب» و ... نیز شهرت دارد.

میدان امیرچخماق، باغ دولت آباد، زندان اسکندر (مدرسه ضیاییه)، آتشکده زرتشتیان، ساعت مارکار، برج و باروی شهر، خانه‌های قدیمی چون خانه لاری‌ها و خانه عرب‌ها و خانه مرتاض و خانه رسولیانخانه ملک التجار و خانه محمودی و ...، دخمه‌های زرتشتیان، حمام خان، بازارهای قدیمی چون بازار خان و بازار پنجه علی و ...، آب انبارهای فراوان چون آب انبار شش بادگیری و رستم گیو و ... و مسجد جامع یزد و بالاخره قلعه‌ها، کاروانسراها، تکیه‌ها، مساجد، پیرانگاه‌ها، قنات‌ها، کوچه‌ها، ساباط‌ها، حمام‌ها، و تمام سطح بافت تاریخی شهر یزد از اماکن دیدنی شهر است. و


 پیشینه تاریخی یزد

برخی از مورخان بنای اولیّهٔ شهر یزد را به زمان اسکندر مقدونی نسبت می‌دهند که وی زندانی ساخته و نام آن را چنین نهاده‌است و به اعتقاد عده‌ای دیگر از تاریخ نویسان در دورهٔ ساسانیان به فرمان یزد گرد اول (۴۲۱-۳۳۹ م) در این محل شهری بنام «یزدان‌گرد» بنا گردیده‌است. نام یزد از همین عنوان گرفته شده‌است و به معنی مقدس، فرخنده و در خور آفرین می‌باشد. ولیکن یافته‌های باستانشناسی و منابع مختلف نشان می‌دهد حداقل پیشنیه آن به چندین هزار سال می‌رسد و در زمان مادها از شهرهای جنوبی و مرزی ماد بوده‌است و در زمان هخامنشیان چهارراه مهم کشور بوده و دو شاهرا باستانی ایرانی قدیم در این نقطه با هم تقاطع داشته‌اند.

 نام گزاری

واژه هایی که در تاریخها، سفرنامه ها، سیاحتنامه ها و دیگر مدارک تاریخی مربوط به پیش از اسلام، ماد و پارت و نیز پیش از ورود آریایی ها تا دوران کنونی به یزد داده شده است عبارتند از :

الف : آتشکده یزدان – ایز - ایزاطیخه – ایزدیس – ایساتیس – ایستخای

ک : کت – کتروا - کته – کث – کثه – که – کهثه

گ : گث – گبست

د: دارالسیاده – داراشیعه – داراالعباده – دارالمومنین

ش : شهر ایزد

ی : یزجی – یزد – یزدان شهر – یزدان گرد – یست – یسدی – یسن – یکس

واژه « یزش » به معنای ستایش و نیایش در زبان پارسی میانه است .

واژه « یزدان » یا « یزتان » نیز می باشد که معنای پاک، مقدس، فرخنده و در خور آفرین است به معنی ذات خدا است . یعنی آفریننده خوبی ها، پاکی ها و شهر خداست و این آخرین نامی است که در دوران ساسانیان بدان خوانده شده است .


ایساتیس یا « فرافر» عیناٌ شهر کنونی نبوده بلکه شش فرسنگ بالاتر از این شهر به سمت فرافر « هرفته » در دامنه کوه مهریز قرار داشت و شاید ایساتیس همان است که در جغرافیای بطلمیوس به نام « ایستیخای » در بیابان کارمانیا « کرمان » از آن یاد شده است . ایساتیس در آثار جغرافیایی پیش به گونه « ایزا طیخه » به معنی یزد هم آمده است .

کثه که بیشتر کتب نام یزد را بدان خوانده اند.ابن بلخی در كتاب فارسنامه كه در قرن ششم هجری تالیف شده نام اصلی یزد را «كثه» نامیده و احمد بن حسین بن علی كاتب نیز در قرن نهم در كتاب تاریخ یزد نام «كثه» را تایید نموده که معنی شهر کوچک است زیرا در پارسی باستان این واژه به معنای کوچک است زیرا کثه در مقایسه با ایساتیس که شهر بزرگی بود در حومه یزد قرار داشته و کوچک بوده است . اصطخری درباره یزد می گوید :« کثه مرکز یزد، شهری است درحاشیه کویر دارای هوای خوب ودرعین حال واجد آسایش وتنعم شهر های بزرگ است » .

درزمان ساسانیان به فرمان یزد گرداول در این محل شهری بناشد که آن را « یزدان گرد » نام نهادند و یزد گرد شهر را به دختر خود هدیه داد. واژه یزد نامی است باستانی که ریشه در « یشت » یا « یزت » و « یسن » داردبا مفاهیمی چون ستایش، نیایش، پرستش، ایزد و... که یکی از فصول پنجگانه اوستا هم با یکی از این نامها یعنی یشت خوانده شده است .

بعداز آمدن اسلام وگرایش مردم یزد به دین اسلام عنوان دارالعباده یادرالعباده به این شهر داده شد . زیرا علاء الدوله کالنجار از ملکشاه سلجوقی تقاضای حکومت یزد را کرده بود تادرآن جا به عبادت بپردازد. احمد کاتب مورخ یزدی قرن نهم هجری قمری نوشته است که: «در سال ۵۰۴ هجری قمری ملکشاه سلجوقی حکومت یزد را به علاء الدوله کالنجار واگذار کرد و آن را دارالعباده نامید.