تبلیغات
یزد - آیت الله العظمی سید محمدکاظم طباطبایی یزدی
چهارشنبه 1 تیر 1390

آیت الله العظمی سید محمدکاظم طباطبایی یزدی

   نوشته شده توسط: سعید    نوع مطلب :مفاخر ،

سید محمدکاظم طباطبایی یزدی، معروف به «صاحب عروه»*[1] از فقهای نامدار شیعیان جهان در قرن گذشته بود. آنچه مایه شهرت وی گردید، یکی تسلط بر مسائل فقهی و تألیف کتاب «عروة الوثقی» بود که بسیار مورد توجه فقها تا عصر حاضر قرار گرفت، و دوم زعامت و رهبری شیعیان در دورهٰ مشروطه در تاریخ ایران است....

 آیت الله طباطبایی

 

زندگینامه:
سید محمدکاظم طباطبایی یزدی، معروف به «صاحب عروه»*[1] از فقهای نامدار شیعیان جهان در قرن گذشته بود. آنچه مایه شهرت وی گردید، یکی تسلط بر مسائل فقهی و تألیف کتاب «عروة الوثقی» بود که بسیار مورد توجه فقها تا عصر حاضر قرار گرفت، و دوم زعامت و رهبری شیعیان در دورهٰ مشروطه در تاریخ ایران است. وی، که نسبت به جریان مشروطه در ابتدا ابراز نظر نمی‌کرد، به علت فشار مشروطه خواهان برای گرفتن رأی موافق از او برای همراهی مردم با مشروطه‌خواهی، در آخر مخالف خویش را با مشروطه اظهار کرد و به عنوان شخصیت طراز اول ضدِمشروطه در میان علما نامدار شد. سید محمدکاظم یزدی، زندگی زاهدانه‌ای داشت و شاگردان زیادی را در حوزه نجف پرورش داد. از آثار وی، «مدرسه سید» در نجف است که تا سالهای اخیر کانون فقها و اصولیان در حوزه نجف بود. نقش وی در مبارزه با استعمار انگلیس، در منابع تاریخی مربوط به حوادت سالهای 1920 و نفوذ نیروهای انگلیسی به عراق، ثبت شده است.


تحصیلات در ایران :
وی در یزد به دنیا آمد و در ابتدای نوجوانی مقدمات را در مدرسه دومنار یزد نزد ملا محمدابراهیم اردکانی و آخوند زین‌العابدین عقدایی که هر دو استاد ادبیات بودند آموخت، سپس به مشهد مهاجرت کرده و علم هیئت و ریاضیات را نزد اساتید آنجا آموخت. در اصفهان نیز در محضر آیة الله شیخ محمدباقر نجفی (استاد بزرگ حوزهٰ اصفهان معروف به آقا نجفی اصفهانی) و آیةالله سید محمدباقر موسوی خوانساری (صاحب روضات الجنات) و آیةالله میرزا محمدهاشم چهارسوقی (از مشایخ اجازهٰ سید) و تنی چند از بزرگان اصفهان شاگردی نمود.


مهاجرت به نجف :
وی در سال 1281 به نجف مهاجرت کرد و از محضر میرزای شیرازی، آیةالله شیخ راضی نجفی، و آیةالله شیخ مهدی کاشف الغطاء بهره‌مند شد.

پس از مهاجرت میرزای شیرازی به سامرا، وی عهده‌دار تدریس فقه در نجف گردید و پس از درگذشت میرزای شیرازی، تدریس طلاب در حوزه به طور کامل به دست وی سپرده شد.


مشروطه و استعمار انگلیس :
در جریان ورود نیرهای انگلیسی به خاک عراق، نقش سیاسی فعالی را در رهبری نیروهای مقاومت در برابر استعمارگران عهده‌دار شد و نیروهای مقاومت را به رهبری فرزند دانشمندش (سید محمد طباطبایی یزدی) به سوی نیروهای انگلیس رهسپار کرد و فرزند خویش را در این زمان از دست بداد. در جریان مشروطه در ایران نیز از ابتدا مخالف جریان مشروطه بود و جانبداری برخی علما از مشروطه در یک سو و مخالفت وی با مشروطه، اوضاع حوزهَ نجف و طلاب و مقلدان وی را در ایران، دچار دودستگی و پریشانی نمود و سید یزدی نیز اواخر عمر خود را در این جریانهای سیاسی بسیار به سختی سپری کرد. صورت تلگراف ها، مکاتبات و استفتائات هر دو گروه مشروطه‌خواه و ضدمشروطه با سید، در مجموعه اسناد منتشر شده از دوره قاجار، موجود است و گویای تلاش تمام در عین حال بی‌نتیجهَ سید در کناره‌گیری از این جریان سیاسی است. برخی از این اسناد که تهدیداتی را از طرف مشروطه‌خواهان به سید دربردارد، نشان‌دهندهَ اوضاع نابسمان و سخت سالهای آخر حیات سید است. وی در سن 91 سالگی، در 28 رجب ۱337 چشم از جان فروبست و در حرم امام علی در نجف دفن شد و مردم نجف و بسیاری از شهرهای ایران تا چند روز برای درگذشت وی عزاداری نمودند.


فتوای حرمت مشروطه :
تن فتوا را محسن کدیور در پیوست سیاست‌نامهَ خراسانی، کویر، چ اول، 1385، ص 303 آورده است:

شنیده شده از تمام بلاد عود فتنه خاموش شده را از درگاه اعلیحضرت قدر قدرت همایونی خواسته اند، لذا اعلان به تمام بلاد می شود که علماء اعلام و حجج اسلام و متدینین، هیچ راضی نیستند که فتنه خاموش شده عود کند و مشروطه موهومه اسباب خیالات اشرار گردد، لذا به تمام بلاد اعلام می داریم که خواهش نمودن این امر حرام است. سید محمدکاظم طباطبائی یزدی

حبل المتین، کلکته، سال 16، شماره 20، 5 ذیقعده 1326 / 6 و 7: «شاه در اعلان نسخ مشروطیت ایران اظهار داشته که بر حسب فتوای علما، مشروطیت و پارلمان مخالف با قانون شریعت است. [مقصود] همین فتوای آقا سید کاظم بوده، چه ظاهر است علمای ایران نه مرجع تقلیدند نه صاحب نفوذ کلمه تامه در ایران، و احدی تا امروز از علمای صاحب رای و فتوی در عراق عرب نه چنین رأیی داده نه اینکه فتوی صادر کرده بود، حتی آقا سید کاظم هم تا امروز به این صراحت در مقابل کلمه حق نایستاده بود. از این مکتوب ظاهر گردید که صدر راونچی پس از ورود به نجف اشرف این نوشته را از سید کاظم صادر کرده، تلگرافا به طهران و سایر بلاد اشاعت داده است.» در همین شماره کلکته در صفحات 18 و 16: صورت کاغذ است از ناحیه آقا سید کاظم یزدی که در خارج ایران برای حفظ مقلدین منتشر کرده به توسط سید علی پسر آقا که املاء خود آقا و خط سید ابوالقاسم اصفهانی محرر مخصوص ایشان بوده عینا نقل می‌شود: «بر اخوان مؤمنین مستور نماند که حضرت مستطاب آیة الله فی العالمین آقا سید کاظم طباطبائی (مد ظله العالی) در تأسیس امر مشروطیت ایران نفیا و اثباتا داخل نشدند و تصویب و تکذیب آن را خارج از وظیفه شرعیه خود می دانند، و از بدو امر تا کنون با آنکه جمعی از اهل عمامه که مربوط با مجلسیان و محرک و مدیر آن در نجف بودند به انواع لطائف و حیل هر چه خواستند ایشان را هم اغواء و داخل در آن نمایند قبول نفرمودند، کار به تهدید و لوایح مجعوله نوشتن و دروغ و افترا و بهتان بستن و به اداره روزنامجات فرستادن منتهی شد، در وجود مبارکش اثر ننمود، و هر چه توانستند کوتاهی ننمودند تا گذشت آنچه گذشت...»


نمونه شعر :
از سید یزدی، اثری ادبی با عنوان «بستان راز و گلستان نیاز» بر جای مانده است که مجموعه نظم و نثر ادبی است و شامل مناجاتنامه نیز هست که با این ابیات شروع می‌شود:

کاظما تا کی به خواب غفلتی
فکر خود کن تا که داری مهلتی
کاظما عمرت هدر شد در خیال
شرم بادت از خدای لایزال
کاظما برخیز و فکر راه کن
توشه ای از بهر خود همراه کن
کاظما از بیخودی سوی خود آی
خرده خرده روی کن سوی خدای

منبع: تبیان